مهتاب کجایی ؟
افتاب رفته است
اسمان تار تار است
و تو هم بی خیال
عشقت را داشته باش
اما دوستت را هم رها نکن
و اگر باز هم نیایی شکایتت را به خدا خواهم کرد
و می گویم خدایا مگر تو مهتاب را برای شب تار نیافریدی
مهتاب اسمان در انتظار مهربانی است
|
+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386
|