تبليغاتX
شب زفاف - شب خوش
دل نوشته
 شب خوش

شب خوش

من که شب خوشی ندارم

چون یاری در کنارم نیست

تا دلم  را  روی دلش بگذارم

و لب بر لبش

دوستی اگر بود شاید شب تارم روشن می شد

و مرا از این تنهایی بد خیم نجات می داد

دوستم تنهایی خوب نیست

تو راست می گویی

اما اگر گیر هزار نا دوست باشی

باز هم می گویی تنهایی بد است

و من شب خوشی ندارم

باور کن

کیست که باور کند

تو  راست می گویی

من واله و شیدای دوستی ام

اما کو دوستی که سر بر شانه اش بگذارم

و شادی را در اغوش گیرم

|+| نوشته شده توسط محمد رحیمی در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386  |
 
 
بالا