تبليغاتX
شب زفاف - دارم اميد عاطفتي از جانب دوست
دل نوشته
 دارم اميد عاطفتي از جانب دوست
دارم اميد عاطفتي از جانب دوست
كردم جنايتي و اميدم به عفو اوست

دانم كه بگذرد ز سر جرم من كه او
گر چه پريوش است وليكن فرشته خوست

چندان گريستم كه هر كس كه برگذشت
در اشك ما چو ديد روان گفت كاين چه جوست

هيچ است آن دهان و نبينم از او نشان
موي است آن ميان و ندانم كه آن چه موست

دارم عجب ز نقش خيالش كه چون نرفت
از ديده‌ام كه دم به دمش كار شست و شوست

بي گفت و گوي زلف تو دل را همي‌كشد
با زلف دلكش تو كه را روي گفت و گوست

عمريست تا ز زلف تو بويي شنيده‌ام
زان بوي در مشام دل من هنوز بوست

حافظ بد است حال پريشان تو ولي
بر بوي زلف يار پريشانيت نكوست

منتظر حضور سبزتان هستیم
|+| نوشته شده توسط محمد رحیمی در یکشنبه پنجم اسفند 1386  |
 
 
بالا