تبليغاتX
شب زفاف - پدر
دل نوشته
 پدر

پدر

برای دیدار پدر به کرج رفتم

خانه خواهرم

خواهر بزرگترم

پدر خوب بود

و خدا را شکر

خواهرم به او می رسد

بوسه ایی بر صورت پدر زدم

و پارسا نوه خواهرم به پدر خیلی می رسد

عصایش را می اورد

و می گوید پدر بزرگ عصایت را بگیر

دامادمان هم پدر را دوست دارد

همه پدرم را دوست دارند

چون پدرم مهربان بود

|+| نوشته شده توسط محمد رحیمی در جمعه دوازدهم بهمن 1386  |
 
 
بالا