وبی است برای هر چه در دل داری می توانی هر چه را دوست داشته باشی بنویسی یاس وجودت را پاس بدار و مهربانی را بیاموز و بیاموزیم از خوبی چه بدی دیده ایم که بدی می کنیم دوستی که بهتر از دشمنی است دوستی اب است و دشمنی اتش دوستی روشنایی است و دشمنی شب تاریکی . افتاب باش دوستم افتاب باشیم همه و زفاف شب روشنایی است شب اغاز یک زندگی دیگر شبی که زیبا ترین گل واژه هستی را می کاوی و می یابی شب دلنشینترین غزل شاعرانه است .تلفن تماس با نویسنده 09329303064
این هم نظری از یک خواننده عزیز... ..................................................... در عشق اگر عذاب دنیا بکشی با اشک دو دیده طرح دریا بکشی تا خلوت من هزار فرصت باقیست تنها نشدی که درد تنهایی بکشی .................................................... درود سر بر درگه اهورایی یکتا قدیس مقدس ، هماره چون فرود آرم ، همی خوانم او را که بر دل هیچ مهربان یاری ، غمی ننشیند و بر احساس آنان هماره شکفتن شکوفه های کامروایی را به نظاره نشینم ... دگر بار بر خلوت خلوصانه همرهان هماره همره ، اندک مقامی کرده است " شبگرد کوی تنهایی " تا بگوید از بودن های بی آغازمهربانی و ماندن های بی پایان دوستی و ... بگوید از " امیدی پنهان " بر پهن دشت خیال . ... بگوید که دوست می دارد دوست داشتن ، دوست را ، چه آنکه دوست ، نداند این دوست داشتن دوست را . دل نوشته های دوست را چون از منظر دیده گذراندیم ، به تاراج خویش بردیم هزاران معنای آن را تا که بماند به یادگار بر دفتر احساس و تمنای دل . بدرود تا درودی دگر بار اگر ... امرالله
|+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در سه شنبه بیستم آذر 1386
|