تبليغاتX
شب زفاف - بهشت مهربانی
دل نوشته
 بهشت مهربانی

بهشت مهربانی

هزار ماه را با خود می برد

نه هزار ستاره نورانی بود

شب می گریخت

خورشید فروزنده بود

دوست من بود

دلش ناز بود

تنش نیاز بود

نگاهش تمنا بود

تا سر منزل خورشید با او بودم

بهشت را به بهانه ایی دادم

او خود بهشت بود

بهشت مهربانی

|+| نوشته شده توسط محمد رحیمی در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386  |
 
 
بالا