پس چی ؟
من کیستم
من هستم
تو هستی
ما هستیم
گل هست
ماه هست
همین الان در اسمان است
خورشید هست اما الان نیست
خورشیدفردا خورشید امروز نیست
قدری از وزن ان کم شده است
من بودم اما الان نیستم
تو کیستی
من چیستم
خاطره هست
راستی خاطره وزن دارد ؟
مغز ما که توفیری نمی کند
تازه مغز من و تو کوچک هم می شود
پس خاطره ها بی وزن اند ؟
ذهن تو کجاست
می توانی بگویی
من هستم یعنی چی ؟
تو کجا هستی
گذشته که خاطره است و نیست
اینده که نیامده است و نیست
پس هست تو کجاست ؟
حال که معنی ندارد
یا گذشته است
یا نیامده است
تو کجایی
عشق کجاست
دوستی کجاست
دانش کجاست
گذشته کجاست
خوبی کجاست
بدی کجاست
شادی کجاست
من می اندیشم پس هستم
راستی یعنی چی ؟
خورشید نمی اندیشد پس نیست
دوستی را می شود فهمید
نگاه صمیمانه را می شود وزن کرد
عاطفه را عشق را دانش را غربت را
دشمنی را بدی را حسد را نفهمی را
من هستم تو هستی
پدرم هست و مادرم هست
این ها همه خاطره است
خاطره که نیست
خاطره گذشته است
گذشته هم نیست
|
+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در سه شنبه ششم آذر 1386
|