وبی است برای هر چه در دل داری می توانی هر چه را دوست داشته باشی بنویسی یاس وجودت را پاس بدار و مهربانی را بیاموز و بیاموزیم از خوبی چه بدی دیده ایم که بدی می کنیم دوستی که بهتر از دشمنی است دوستی اب است و دشمنی اتش دوستی روشنایی است و دشمنی شب تاریکی . افتاب باش دوستم افتاب باشیم همه و زفاف شب روشنایی است شب اغاز یک زندگی دیگر شبی که زیبا ترین گل واژه هستی را می کاوی و می یابی شب دلنشینترین غزل شاعرانه است .تلفن تماس با نویسنده 09329303064
من بیستسال است از اتوبانمدرس عبور می کنم اما هنوز نمی دانم در این کناره این اتوبان چه درختی کاشته اند ؟ بیست سال است ان مامور را زیر پل رسالت می بینم اما نمی دانم چه شکلی است و هر روز او را می بینم که دارد کسانی را که کمر بند نببسته اند جریمه می کند اقایان خیلی چانه می زنند اما خانم ها این طور نیستند کناری می ایستند تا برگ جریمه را بدهدبیست سال است از میدان هفت تیر عبور می کنم اما نمی دانم در این میدان چه بانکی استبیست سالکه تابلوهای تبلیغاتی را می بینم اما اگر امروز از من پپرسید که که چه تبلیغی در روی این تابلو است ان را نمی دانم . بیست سال استکه سوار اتوبوس واحدنشده ام اصلا تا به حال سوار مترو تهران نشده امبیست سال است مصلی تهران را می سازند اما تکانی نخورده است بیست سال است دارند برج میلادرا می سازند اما نه این یکی بزرگتر شده است بیست سال استمن به دنبال یک دوست خوب هستم اما ان را نیافته امبیست سال است که دنبال دلی مهربان می گردم اما کسی را نیافته ام هیچ کس باور نمی کند تو همینی که هستی!!بیست سال است که به دنبال یکدوست با وفا می گردماما همه در کار معامله اندبیست سال است نگاه راز امیز دوستی را نکاویده امبیست سال است شبنم را لمس نکرده ا م بیست سال است گردنه حیران را ندیده ام بیست سال است تمشک نخورده ام بیست سال است اب پری در نور را ندیده ام بیست سال استزیر ماه تاب در دریا شنا نکرده ام شنا در شب چه حالی دارد اگر یاری در کنارت باشد بیست سال است نمی دانم نان سنگگ چند تومان است بیست سال است نمی دانم سبزی کیلویی چند است بیست سال است به بازار تهران نرفته امتیمچه حاجب الدوله .بازار بلور فروش ها بیست سال است که شادی را لمس نکرده ام شادی کجا است !!
|+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در یکشنبه سیزدهم آبان 1386
|