دخترک نمی بیند
باران می بارد
زمین خیس است
بالکن خانه ما بارانی است
یاس ما می لرزد
چند گل سپید جان سختی می کنند
فمری ها و کبوتر های فراری نیستند
زمین چمن خالی از بچه هاست
هوا سرد است
ابرها اسمان را پوشانده اند
مردم در پای بخاری های ابان ماه لمیده اند
همراهم در خواب سریال تماشا می کند
با عینکی که به چشم دارد
یاس ما هنوز بیدار است
باران انارها را شسته است
دلم بارانی است
دخترک نمی بیند
|
+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386
|