هدیه دوستم شادی
اهسته تر از هر فضیلتی به ضیافت می روم
نگاهم کن!
خبرهای تازه از افتاب چه داری؟
حوصله های خواب الود
تنهای های در اغوش گرفته
دل های شتابزده
دیوانگی های نو
دلم عصیان می کند
شعمها را خاموش می کنم
اسیری را دوست ندارم
خبر از شهامت نیست
ترسی ظریف از ازادی مرا همراهی می کند
وابستگی مرا می رنجاند
تعادل:
رقصیدن بر لبه لیوان شیوه من است
تکانم نده!
|
+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387
|