سلام به رود جاری
در دل کوهها و در دشت های بی کران
و سلام به شادی
و شادی کجاست
شاید روی دیگر غم
من تشنه ام
و دارم از تشنگی می میرم
و من عاشق اب امده از ستیغ کوها و برف های اب شده هستم
و چه گواراست این اب
|
+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
|