من در قفس ملاحظات گرفتارم
و در پیچ و خم هزاران قانون نا نوشته دست و پا می زنم
انی یه خود رها نیستم
رهایی را دوست دارم
و پرواز در اسمان ابی را
دوستم مرا به ازادی دعوت می کند
کدام ازادی
برایم دانه و ابی می نهند
و قفسم را رنگ می کنند
با رنگ های طلایی و شاد
و مرا به مهربانی و تسلیم می خوانند
و می گویند برای سلامتی ات خوب است
اینده ات هم تامین است
و من متحیرم از این دلسوزی ها
خود در اسمان نیلی پرواز می کنند
و وانمود می کنند در قفس دیگری اند
که من نمی بینم
خداوندا به من صبری ده
تا از این خوش نشینی رهایی یابم
و پرواز در اسمان ابی را تجربه کنم
هر چند خوراک عقاب تیز پرواز شوم
|
+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در شنبه سی و یکم فروردین 1387
|