وبی است برای هر چه در دل داری می توانی هر چه را دوست داشته باشی بنویسی یاس وجودت را پاس بدار و مهربانی را بیاموز و بیاموزیم از خوبی چه بدی دیده ایم که بدی می کنیم دوستی که بهتر از دشمنی است دوستی اب است و دشمنی اتش دوستی روشنایی است و دشمنی شب تاریکی . افتاب باش دوستم افتاب باشیم همه و زفاف شب روشنایی است شب اغاز یک زندگی دیگر شبی که زیبا ترین گل واژه هستی را می کاوی و می یابی شب دلنشینترین غزل شاعرانه است .تلفن تماس با نویسنده 09361084835
جانا، حدیث حسنت، در داستان نگنجد رمزی ز راز عشقت، در صد زبان نگنجد سودای زلف و خالت، در هر خیال ناید اندیشهٔ وصالت، جز در گمان نگنجد هرگز نشان ندادند، از کوی تو کسی را زیرا که راه کویت، اندر نشان نگنجد آهی که عاشقانت، از حلق جان برآرند هم در زمان نیاید، هم در مکان نگنجد آنجا که عاشقانت، یک دم حضور یابند دل در حساب ناید، جان در میان نگنجد اندر ضمیر دلها، گنجی نهان نهادی از دل اگر برآید، در آسمان نگنجد عطّار وصف عشقت، چون در عبارت آرد زیرا که وصف عشقت، اندر بیان نگنجد
|+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387
|