دنیای مجازی
می گفت دنیای مجازی است
در این دنیا احساسی نیست
کسی نیست
عاطفه ایی نیست
عشقی نیست
حساب و کتابی نیست
دنیای مجازی است
من نمی فهمم این داستان دنیای مجازی را
گفتم دوستم ممکن است
انسانها خود را قایم کنند
در این دنیای مجازی
دروغ بگویند
خود را دانا جا بزنند
از دوستی بگویند
اما دشمنی را با خود داشته باشند
از مهربانی بگویند
اما نا مهربان باشند
از عشق بگویند
اما گرگ باشند
همه این ها ممکن است
اما مگر این ها فقط مربوط به دنیای مجازی است
در دنیای واقعی هم این ها هست
این همه دروغی که در پشت چشم ها هست
مگر تو می بینی ؟
ان چشم هم دنیای مجازی است
انسانها با همه زرنگی فریب ان را می خورند
من که علم غیب ندارم
تو هم نداری
داری ؟نه اگر داشتیم که این همه فریاد نمی زدیم
من نمی دانم چرا فریب نیرنگ او را خوردم
من نمی دانم چرا نفهمیدم دروغ می گوید
دادگاه ها پر است از این نیزنگ ها
ادم های حقه باز
کلک
نامرد
در هیچ دانشگاهی درس نخوانده است
خود را تحصیل کرده جا زده است
ان هم دکتر و مهندس
نه کمتر
خود را مایه دار جا زده است
اما چون با پدرش قهر است
فعلا اس و پاس است
دخترک را هم تیغ می زند
پس این دنیا هم مجازی است
فریب زرق و برق ان پسرک را نخور
راه را بر تو می بندد
راهی ندارد
عاشقانه از تو می گوید
اما حرف هایش پشیزی نمی ارزد
رهزن زیبایی توست
تو را به وادی هپروت می برد
این دنیا مجازی تر است
نه دوستم دنیای مجازی به نگاه من وتو بستگی دارد
به تلفن و کامپیوتر و اینترنت و چت و کافه شاپ و خیابان گردی و...
ارتباطی ندارد
دنیای مجازی در ذهن من و توست
دنیای واقعی هم در ذهن من و تو ست
من با تو در دنیای مجازی هم
می توانم دوست خوبی برایت باشم
و می توانم هم نباشم
در دنیای نزدیک تر هم چنین است
فرقی ندارد
|
+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در شنبه دهم آذر 1386
|