دلم گرفته
بد جوری هم گرفته
بارونی که نمی اد
قناری خونه ما هم هی می خونه
بدون این که بودنه صاحبش دلتنگه
دوستم گفت این قناری را می بینی
اینم از روی دل تنگی می خونه
خوب گریه قناری هم برای ما قشنگه
قناری داره گریه می کنه
تو خیال می کنی اون خوشحاله
نه اون داره گریه می کنه
داره برای یارش گریه می کنه
گریه اون این طوریه
اشکاش نمی بینی
تو قفس کسی شادی نمی کنه
قناری که جای خود داره
اون مال هوای ازاده
تو اسمون ها پرواز کنه
نمی دونم
دوستم من امروزها خیلی افسرده ام
دلم می خواد بارونی بشم
اما بارونی در کار نیست
خیلی بد جنسه این دل من
یه وقتی به خودم می گم
خوب تو برای چی هستی
می خواهی چی کار کنی
اخه من کیم
اخه من چیم
می گم اگه نباشم دیگه چیزی نیست
هست
خوب اگر هم باشه بهتر از اینجاست
اینجا را که دیدم
خبری نبود
همه اش بد جنسی ادم ها
نمی دونم
برای این که یه قدری اروم بشم
رفتم باغچه را اب دادم
گل ها را شستم
یه کمی با اب بازی کردم
اب بازی را خیلی دوست دارم
اب دادن به گیاها را
اما اینم تمام شد
دلم اروم نمی گیره
یه چیز عجیب تو دلمه
می دونی یه احساسی دارم
احساس گنگی
تیره و تاره
مثل این که می خواد یه طوفان بیاد
وقتی ارومم که دوستی پیشم باشه
گاهی می رم تو بالکن پرواز قمری ها را تماشا می کنم
گاهی گربه ها را دید می زنم
گاهی ادم ها را
گاهی دختر ها را
دختر ها کارشون اینه که لباس های تنگ به پوشند
و مهربانی اشان را به رخ پسر ها بکشند
پدرم که دیگه نگو
هیچ اروم نیست
هی می گه منو بیرون ببرید
ریر بازوش می گیریم بیرون می بریم
اینه که دلم افسرده است
اخرش اینه
اخرش اینه
سرو خوش قامت خونه ما از کمر شکسته است
اخرش اینه
پیری خیلی بده
نمی دونم
هر کاری می کنم دلم باز نمی شه
چند تا قرص ضد افسردگی هم خوردم
انگار نه انگار
بیماری که اومد به جون ادم
به این سادگی ها نمی ره
خدایا تو کمکم کن
شادی را به خونه منم بیار
من مثل بچه ها وقتی که پرسپولیس گل زد
خوشی کنم
اما نه من نه ابی را می فهمم
و نه قرمز را
باب با بی خیال
خوب تو دیوونه ایی
فکر می کنی سالمی
چی کار کنم دوستم
منم این طوری ام