دوستی از چه جنسی است
دوستی عارفانه دیگر چیست
ببین دوستم دوستی هم مراتبی دارد
یه وقتی من با بقال محل دوستم
دوستم برای این که به من شیر بده
برای این سور و ساتم از او می خرم
یه وقتی با میوه فروش محل دوستم
دوستم برای این که میوه های خوب به من بده
با استاد دانشگاه هم دوستم
برای این که هوای مرا داشته باشد
با همکارم دوستم برای این که صبح برایم صبحانه می اورد
نان سنگگ و نان بربری
من در واقع دوست نان بر بری ام
در واقع من دوست شیرم
نه دوست بقال
من عاشق نمره های خوبم
پس دوست استاد نیستم
خالی نبند
تو دوست هیچ کدام از این ها نیستی
این ها که دوستی نیست
این ها کاسبی است
تو نیازی داری ان بر اورده می کند
این ها نوعی داد و ستد است
دوستی واقعی از جنس دیگری است
ببین دوستم من تو را دوست دارم
وقتی می گویم تو را می بوسم
تعارف که نمی کنم
اگر در کنارم باشی همین کار را می کنم
خوب دوست منی
نگو من یک دل دارم
نه تو هزار دل داری
هزار بوسه عاشقانه در نگاهت هست
هزار راز ورمز در دل داری
من گل مهربانی را دوست دارم
من هم صفای باطن را دوست دارم
من زلالی نگاهت را به جان می خرم
زیبایی را ستایش می کنم
و اغوشم را برای زیبایی هموار می کنم
شادی در دل زیبایی است
و گل های نیلوفر در دلهای عاشق می روید
و به خورشید بوسه می زند
نه دوستم دوستی در ودیوار ندارد
پرندگان عاشق بی اجازه باغبان بر گل ها می نشینند
اجازه لازم نیست
دوستی که اجازه نمی خواهد
افتاب برای امدنش از کسی اجازه نمی گیرد
قفس را ساخته اند برای پرندگان اسیر
و گر نه خدا پرندگان را ازاد افریده است
برای پرواز در اسمان ابی
ورفتن به هر سبزه زاری که دوست دارند
و اواز خوانی بر بالای هر درختی که دوست دارند