عشق
این عشق چیست ؟
این همه دلمشغولی
این همه اه و ناله
این همه داد و فریاد
این همه حسرت و گریه
این همه اشعار عاشقانه
این همه سوز و گداز
سالیان سال در نبود ان به سوزی
سالیان سال زجه بزنی
سالیان سال اسمان و زمین را به هم ببافی که چی ؟
اگر اون بود چی می شد
هیچی یکی دو سال بعد به تیپ هم می زدید
یکی و دوسال بعد هم دیگر را گاز می گرفتید
یکی و دوسال بعد دشمن خونی هم می شدید
بعدش دادگاه و تفاهم برای جدایی
من نمی دانم چرا بعضی ها گیرند
گیر چیزی که نیست
گیر عاطفه ایی که مرده است
گیر ارزویی که وجود ندارد
گیر استخوانهای مرده است
گیر قبرستان است
گیر گل خشکیده است
این همه ادم برای دوست داشتن
این همه اشیا برای دوست داشتن
این همه تعلقات معنوی برای دوست داشتن
این همه تعلقات مادی برای دوست داشتن
این گل نشد خوب یک گل دیگر
این دختر نشد خوب یک دختر دیگر
این پسر نشد خوب یک پسر دیگر
این همه گل زیبا
سنگ شدی
اهن شدی
سرد سرد
خود کشی دیگر کشی بی معرفت
این همه گل
این همه دوست
این همه دل
می توانی عاشقان به عشق رسیده را نشان دهی
زندگی عاشقانه نیست
زندگی عشق نیست
زندگی زندگی است
|
+| نوشته شده توسط
محمد رحیمی در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
|